• شبی مه‌آلود از شب‌های اکتبر بود. آخ! ... کاشکی توی سوراخ موش گرم‌و‌نرم خودم بودم. آن‌وقت با کتابی خواندنی و یک لیوان چِدار گرم خلوت می‌کردم.

    24,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • ازحل کردن معما خوشتان می آید؟ من که خیلی دوست دارم! برای همین وقتی خواهرم، ته آ، گفت پشت مشهورترین نقاشی ماکاموشی، موشالیزا، یک معما پنهان شده، فهمیدم که کار کار خودم است. باید معما را حل می کردم! شروع کردیم گشتن و افتادیم به گز کردن خیابان های نیوموش سیتی. آن وقت چیزی شگفت انگیز کشف کردیم...

    24,000 تومان موجود
    1 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • من هیچ وقت موش شجاعی نبوده ام. اما یک دفعه ترس ها سراسر زندگی ام را گرفتند. برای همین ته آ و تراپولا تصمیم گرفتند درمانم کنند. من را کشاندند تا فرودگاه. من از پرواز می ترسم....

    24,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • عزیزجون می‌گوید وقتی بابایم جوجه‌جغد را به خانه آورد خودش ده شب تمام دیده که سه‌تا جغد می‌آمدند و تا صبح روی نرده‌های بالکن ما می‌نشستند و صداهای عجیب از خودشان درمی‌آوردند و تا خود صبح نمی‌گذاشتند من بخوابم.

    22,000 تومان موجود
    2 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • آن روز صبح عجب وضع شلم‌شوربایی جلوی دفترِ روزنامه‌ام درست شده بود! وقتی از ایستگاه مترو بیرون آمدم، ده‌ها موش با سر و پنجه‌های جورواجور دیدم که همه‌جای خیابان ایستاده بودند.

    24,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • ساکت شد و انگشتش را کرد توی دماغش. بعد دنبال حرفش را گرفت: «نه داداش! اصلاً و ابداً مثل من نیست. دنبال هیجان و این چیزها هم نیست. نه از کوسه‌گیری خوشش می‌آد، نه با صخره‌نوردی حال می‌کنه. بُزدل‌موشیه واسه خودش! آره، خیلی ضدّ‌حاله. خودت که این‌جور موش‌ها رو می‌شناسی.

    21,000 تومان موجود
    1 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • هنوز پنجه‌ام را توی اتاق نگذاشته بودم که پدربزرگ‌ویلیام نعره‌ی رعدآسایی کشید: «اوهوی ‌خان‌نوه! چطور جرئت می‌کنی این موقعِ روز بیای سرِ کاروبار؟! ها؟»

    24,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • باز هم دیرم شد! «پفک پنیری به دادم برس!» ساعت نُه صبح بود و من، جرونیمو استیلتُن، دوباره دیر می‌رسیدم سرِ کار! در کمتر از یک دقیقه، از تختخواب قِل خوردم پایین و در کمتر از دو دقیقه، لباس پوشیدم. درست است که موش سحر‌خیزی نیستم، ولی توی آماده‌شدن خیلی تر‌و‌فرزم.

    24,000 تومان موجود است همین حالا خریداری کنید
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود است همین حالا خریداری کنید
  • همه‌چیز با یک نامه شروع شد، یک نامه با عطر و بوی گل سنبل. شما عطر سنبل دوست دارید؟ من که دیوانه‌ی بوی سنبلم. واقعاً خیلی آرامش‌بخش است. فکر می‌کنم به‌خاطر همین هم هست که توی مرکز ماساژ تن‌آساموش، روغن سنبل به تن موش‌ها می‌مالند. من عاشق ماساژم. واقعاً خستگی‌ام را درمی‌کند. این قضیه‌ی ماساژ هم برای خودش داستانی دارد که بعدها برایتان می‌گویم.

    24,000 تومان موجود
    2 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • عجیباً پنیرا! می گفتند سروکله ی یک شبح توی مترو پیدا شده. می گفتند مترو را تسخیر کرده. حتی از فکرش هم سیبیل هایم می لرزید. ولی مجبور بودم برای تهیه ی گزارش ویژه ی جدیده ی جوندگان بروم دنبال این ماجرا. همه راه افتادیم که ته و توی ماجرا را درآوردیم. همان موقع بود که فهمیدم با وحشتناک ترین ماجرای عمرم طرفم... شبح مترو، شبح یک گربه بود!

    24,000 تومان موجود
    23 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • تصور شما از وایکینگ‌ها چه چیزی است؟ فکر می‌کنید واکینگ‌ها  انسان‌هایی خشن و وحشتناک هستند که همیشه بدنشان بوی بد می‌دهد و دنبال دعوا می‌گردند؟

    110,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود