• عزیزجون می‌گوید وقتی بابایم جوجه‌جغد را به خانه آورد خودش ده شب تمام دیده که سه‌تا جغد می‌آمدند و تا صبح روی نرده‌های بالکن ما می‌نشستند و صداهای عجیب از خودشان درمی‌آوردند و تا خود صبح نمی‌گذاشتند من بخوابم.

    22,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود