• وقتی حضار لخ‌لخ‌کنان از چادر بیرون می‌رفتند، کله‌ی فیز داشت از شدت فکر و خیال جوش می‌آورد. او نمی‌توانست همین‌طوری برود و این ماجرا را به کسی بگوید. می‌دانست آدم‌بزرگ‌ها چه‌جور آدم‌هایی هستند. حتماً حرفش را باور نمی‌کردند. باید مدرک پیدا می‌کرد، ...

    24,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • دالی دست گذاشت روی شانه‌ی دایی‌سامان و گفت: «باید برای مهمونی امشب آماده بشیم. ولی ببینم، شما دو تا که سیبیل ندارین.» دایی متعجب رو به دوربین و بعد رو به دالی کرد و گفت: «سیبیل دیگه واسه چی؟ مگه سیبیل‌پارتیه؟» دالی گفت: «تموم کسانی که امشب به مهمونی من دعوتن، باید سیبیل‌هایی شبیه من داشته باشن.»

    25,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • یه چیزِ دیگه هم درباره‌ی اَبَرخون‌آشام‌ها بگم. خیلی خیلی بی‌رحم‌ان. دلشون نمی‌خواد هیچ‌چیز و هیچ‌کسی سرِ راهشون باشه. از من به شما نصیحت، اگه هروقت، هرجا، اَبَرخون‌آشام‌ها رو دیدین، اصلاً و ابداً مستقیم توی چشم‌هاشون زل نزنین.»

    31,000 تومان موجود
    3 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • اسم من «مارکوس» است. تا شب جشن‌تولد سیزده‌سالگی‌ام، پسری معمولی بودم. تا اینکه مامان و بابایم راز بزرگ، وحشتناک و خانمان‌براندازی را برایم رو کردند! گفتند «نیمه‌خون‌آشام» هستند! و من هم به‌زودی به یک موجود «نیمه‌خون‌آشام» تبدیل می‌شوم. عجب کابوسی!

    29,000 تومان موجود
    2 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • بیشتر شبیه یه سایه‌ی بزرگ و سیاه بود. تنها چیزی که تونستم واضح ببینم، دست‌هاش بود، دو تا دست اسکلتی و لاغر. داشتند با انگشت من رو نشون می‌دادن. یه چیزی هم ازشون چکه می‌کرد. یه چیزی شبیه... شبیه خون!

    25,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • عزیزجون می‌گوید وقتی بابایم جوجه‌جغد را به خانه آورد خودش ده شب تمام دیده که سه‌تا جغد می‌آمدند و تا صبح روی نرده‌های بالکن ما می‌نشستند و صداهای عجیب از خودشان درمی‌آوردند و تا خود صبح نمی‌گذاشتند من بخوابم.

    22,000 تومان موجود
    1 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • «به مدرسه‌ی من خوش اومدین. شما الان دزدان دریایی کارآموز هستین. ما شما رو به یه دزد دریایی کامل در هفت دریا تبدیل می‌کنیم! اگه بخواهین عین خیارهای دریایی نِک‌ونال کنین یا اگه مثل نرم‌تن‌ها از زیر کار دربرین و ولو بشین، بهتره که همین‌حالا سریع بپرین سمت ساحل.»

    28,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • اریک عاشق بازی‌های کامپیوتری است، اما بی‌دلیل نیست که جِس ریگزبی از این بازی‌ها نفرت دارد. آخر می‌دانید؟ یکی از شخصیت‌های بازی ویدیویی دنبالش افتاده تا او را بکشد. جس با رفیقش اریک در تله‌ی بازی جدیدی به نام انفجار اساسی گیر می‌افتد، او با کوله‌پشتی پروازی در بازی چرخ می‌زند که می‌فهمد باید آخوندک‌های غول‌پیکر فضایی را پودر کنند.

    16,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • جِس نامرئی شده و هیچ‌کس نمی‌تواند او را ببیند. او خودش را به حمام می‌رساند و ناگهان یک پاگنده از وان حمام بیرون می‌پرد!همین که پایش را از خانه بیرون می‌گذارد، با آقای گریگوری سازنده‌ی بازی‌های کامپیوتری روبه‌رو می‌شود که بین بوته‌ها پنهان شده. جِس متوجه می‌شود که این بار وارد بازی گو وایلد شده است.

    23,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • ربات‌ها آمده‌اند و بسیار ناراحت هستند. ربات‌های بد و خطرناک بازی دنیای ابرربات‌های ۳ وارد دنیای واقعی شده‌اند. حالا جسی ریگزبی باید قبل از این‌که آنها به کسی صدمه بزنند راهی برای درست کردن اوضاع پیدا کند. 

    30,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • سام دنبالِ دوست‌هایش می‌دوید، اما حسِ بدی داشت. انگار چیزی به دلش چنگ می‌انداخت. از وقتی مأمورِ انتظامات شده بود، چیزهایی را حس می‌کرد که بقیه‌ی دانش‌آموز‌ها نمی‌توانستند بفهمند. وقتی چیزی در دبستانِ ایری سر جایش نبود، می‌توانست آن را حس کند. و درست در همین لحظه، به دلش افتاده بود اتفاقِ خیلی بدی در راه است.

    18,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
  • ویلا، دختری از مردمان جنگل، نیمه‌شب به روستایی پا می‌گذارد که مردمانش به بومیان حمله کرده‌اند تا زمین‌های جنگلی را تصرف کرده، آن را برای زندگی آماده کنند.کسی به اسم پاداران رهبری قبیله را به عهده دارد که شب‌ها گروهی از بچه‌ها را برای شکار می‌فرستد اما نه شکار حیوانات! آن‌ها در جاهایی که روستاییان حضور نداشته باشند، به دنبال هر چیز ارزشمندی می‌گردند.

    54,000 تومان موجود
    0 نقد(ها)
    بیشتر
    موجود
جستجوی پیشرفته
فیلترهای فعال:
    وضعیت
    قیمت